تبليغاتX
من یه دوست خوب دارم - روح الله
اونم منو خیلی دوست داره

 

امام رو دوست دارم. براش احترام قائلم. به خاطرش بارها دلم لرزیده و اشک ریختم. برای منی که توی دوران بودنش خیلی کوچیک  بودم این یعنی معجزه. معجزه ای که میگه موجودات کمیاب و نادری که بی ادعای بی ادعا، صادقن، وجودشون توی فضا میمونه. مهم نیست جسمشون نباشه.

کسی که همیشه تمام تلاشش رو میکنه تا بهترین تصمیمها رو بگیره حتی اگر اشتباه هم کنه ( که روح بزرگ و وسیع امام اجازه میده به این فکر کنی که شاید اشتباه هم کرده باشه) عزیز و دوست داشتنیه.

به این فکر میکنم که چقدر الان همه دارن حرفهای امام رو میزنن. عین به عین جمله هاش. حتی بدون توجه به اینکه اون حرف پس و پیش داشت، اون حرف موقعیت داشت. عجب پیروان فهیمی!!!

صد سال دیگه هم بگذره اسمی جز امام اینقدر منو نمیلرزونه. چون موجودات بی ادعای صادق کمیاب و نادرن. و دروغ و ریا بد جور مرتکبینشون رو ضایع میکنن.

 

همیشه ترانه ی مرثیه ی لهراسبی منو یاد امام انداخته. کاش باهاش یه فتو کلیپ میساختن.

کی میتونه جای اسمت توی شعر من بشینه؟  توی این مرثیه امشب جای اسمت نقطه چینه!

آسمون! بغضتو بشکن. اون دیگه برنمیگرده.  نفسای گرمش امشب، هم نفس با خاک سرده.

 

                                              ***

از اول هم باید همین کار رو میکردم. باید خودم رو حذف میکردم. فکر و خیالهام. نقشه کشیدنهام. یه مشت خیال پردازی الکی و بی پایان. همینها بود که آرامش رو ازم میگرفت.

همینها بود که میترسوندم. از آدما. از روابط اجتماعی. از سرنوشت.

همینه. اگه بنا باشه خودت رئیسه خودت باشی. خودت رتق و فتق امور خودت رو بکنی (هر چقدر هم ادعا کنی که دادم و سپردم دست خدا) یهو ترس برت میداره چون میبینی در عین اینکه هیچی نیستی ولی میخوای خودت رو داره کنی. حس میکنی پشت میز بزرگ ریاست نشستی ولی هیچ کاری ازت بر نمیاد.

توی این دنیا باید خودت رئیس باشی و جلوی این ترست هم بایستی و شک نکنی که از پس همه ی اسرارهستی برمیای. از پس همه اون پشت پرده ها.

یا قبول کنی، نه سرسری، نه با ادا، نه با شک، باور کنی که رئیس یکی دیگه است.

 بذاری اون برات ریاست کنه.

 

                                      

 

نوشته شده توسط آهو در ساعت  | لینک  |