تبليغاتX
من یه دوست خوب دارم - ...
اونم منو خیلی دوست داره

 

تق  تق تق تق تق  آخ داشتی نزدیک میشدیا!

تق تق تق

دور شدی. دور دور.

 

دلم درد میکنه. همش هم تقصیر این بیسکویتیه که فقط شکلش شبیه ساقه طلاییه. نه بوش اون بوئه نه مزه اش.عوق!

 

حالم داره به هم میخوره.

عوق.

حالم داره...

عوق.

حالم دا...

عوق.

حالم

عوق

حال..

عوق

ح...

 ...

آخیش... میخوام انگشت بزنم ته حلق روحم. بعد روحم بهم بریزه و عوق بزنم و همه اش رو بالا بیارم. همه ی هر چی که هست و نباید باشه.  بعد فشار روحم بیفته و حس کنه خالیه. خالی و بکر و آماده.

آماده برای پر شدن از هرچی که باید. از هرچی حقیقته. از هرچی که فقط خداست و آرامش و انسانیت و تمام غلبمه هایی که تا قبل از تهوع روح بی معنی و بی خودی ان.

 

" درمرکز زلزله های بی قاعده و طوفانهای مهیب/ در مرکز دنیای پر آشوب بی رحم بی نظام/ همچون دانه ای نحیف که امید به رویش دارد/ امید به زندگی به امنیت به دوست داشتن دارم/ و در این کویر به این امید میبالم/ چون... تو هستی ای امید نواز همیشگی/ ای امید نواز همیشگی"(ترجمه لطیف دعای روز پنج شنبه)

 

حسین پناهی یه طوری داره میخونه انگار زنده است. دلم میخواد برای همه ی مرده ها فاتحه بخونم. دلم میخواد برام فاتحه بخونن. دلم میخواد بی خودی فاتحه بخونم. فاتحه دلم میخواد.

                                  "خدا به من نزدیکه همونقدر که ... تو از من دوری"

 

 

نوشته شده توسط آهو در ساعت  | لینک  |