87/02/10
افتادم به عرق خوری. لبام خشکه و داغمه بسته. دهنم گسه. ته گلوم میسوزه. بدنم داغه. صبح به صبح عرق کاسنی یا شاتره میریزم تو لیوان آب بلکم یه کمی خنکم بشه.
زیر پوست شهر سیاه بود با خالای سفید. من مثل همیشه گریه کردم ...
وقتی کسی زرد آلو رو برای هسته اش میخوره یعنی زردآلو تلخه، ترشه!
خدایا؟ تو آغوش پناهت برای یه موجود کوچولوی بی پناه خسته ی دنبال آرامش، جا داری؟
نوشته شده توسط آهو در ساعت | لینک
|
