تبليغاتX
حالا تو مخاطب منی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

"و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما"

 

 دارم فکر میکنم. چند روزی هست تمام ذهنم مشغوله. به خشمی که توی صدای خطیبهای جمعه موج میزنه فکر میکنم. یا لابه لای طنز تحقیرآمیز و هجو گونه‌ی سخنران مراسم 9 دی خودش رو نشون میده. فکر میکنم چرا حالت این آدمها شبیه حال آدمی است که مدتها جلوی دهانش رو گرفته بودند و نگذاشته بودند آزادانه عقیده اش رو بیان کنه و تازه انگار چند روزی است تریبون به دستش افتاده؟ چرا اینقدر مسخره میکنند. چی رو نمیبینند؟ چی رو نمیفهمند؟ از چی میترسند؟ یا از چی نمیترسند؟ فکر میکنم ما و تمام آدمهایی که این یک سال و اندی ندید گرفته شدیم جاهلانی هستیم که به ناروا(طبق ترجمه آیه 63 سوره فرقان توسط آقای بهرام پور) چیزی گفتیم. حرفی پروندیم. خطایی کردیم، اینها چرا هیچ کدوم از رفتارهاشون بزرگوارانه نیست. چرا سلامی نمیدن و رد بشن؟ چرا اینقدر قرمز میشن از خشم. چرا آرزوی مرگ آدمهایی شبیه من رو دارن؟ چرا دوست دارن کسی یا کسانی مرده باشن ولی نباشن تا بگن مثل اونا فکر نمیکنن؟

دارم فکر میکنم من و تمام کسایی که این یک سال و اندی ندید گرفته شدیم سعی کنیم شبیه بنده های خدای مهربون باشیم. اینها جاهلانی هستند که بدون هیچ صبر و تحمل و حتی ذره ای تفکر (با یقین میگم. چون کاری نداره که چند لحظه فکر کنی اگر من جای مادر سهراب بودم چی میشد؟ یا حتی اگر جای سهراب بودم؟ یا اگر جای محیا بودم و فقط دو سال از زندگیم گذشته بود اما مادرم یک هفته بود مجبور بود من رو نبینه؟ یا جای فاطمه بودم که دوسال از همسرش، عشقش، زندگیش دوره؟ و اصلا چرا؟ چرا اینهمه بد اخلاقی؟ اصلا چرا اینهمه بی مهری؟ چرا اینهمه اینها خشم رو دوست دارن؟) ... حالا که این جماعت جاهل مدتها است حرفی می پرونن، چیزی میگن، فحشی میدن، تحقیری میکنن، با جمع شون بهمون میخندن، و بی مهابا آزار میدن، من سلام کنم؛ سلام همه‌ی مردمی که فکر نمیکنید و...خداحافظ

 

"بنده های خدای مهربان، کسانی هستند که بدون تکبر روی زمین راه میروند و وقتی جاهلان آنها را مخاطب قرار میدهند میگویند سلام"
+ نوشته شده در  ساعت   توسط .  |